به گزارش مجله فیلم

اگر اکران فیلم «مندی» Mandy در جشنواره سان‌دنس Sundance را نیز حساب کنید، می‌بینید در مدت ۵ ماه، ۵ فیلم از نیکولاس کیج Nicolas Cage اکران شده است این در حالی‌ است که سال ۲۰۱۸ هنوز به نیمه خود نرسیده است. معمولاً کمیت و کیفیت باهم در این تولیدات پشت سرهم همراه نیستند، اما ۳ فیلم از این ۵ فیلم («مامان و بابا» Mom and Dad و The Humanity Bureau و «مندی») فیلم‌های خوبی هستند. باید دید فیلم هیجانی Looking Glass و فیلم جنایی «۲۱۱» چطور خواهند بود.
ایده «۲۱۱» ایده جالبی است، داستان آن الهام‌ گرفته شده از ماجرای تیراندازی مأموران پلیس و سارقان بانکی در سال ۱۹۹۷ است. به‌جز تیراندازی‌های زیاد، شباهت دیگری بین این حادثه با این فیلم ساخته یورک الک شکلتون York Alec Shackleton وجود دارد و آن ترکیب اتفاقات کلیشه‌ای این ژانر با اتفاق‌های اکشن بی‌روح با ریتمی یکنواخت، است. این حقیقت که داستانی که در آمریکا اتفاق می‌افتد در بلغارستان فیلم‌برداری شده است، به بهبود حال‌وهوای فیلم کمکی نکرده است.
این حادثه خشونت‌آمیز دو دهه پیش در شمال هالیوود اتفاق افتاد، دو خلاف‌کار که تادندان‌مسلح بودند برای سرقت به بانکی رفتند. در آخر ماجرا هردوی آن‌ها کشته شدند اما به ۱۲ مأمور پلیس و ۸ شهروند آسیب رساندند و به اموال عمومی زیادی خسارت وارد کردند.
اما در این فیلم نوشته جان ربوس John Rebus بر اساس نوشته‌ای از شکلتون، شروع داستان که از افغانستان است، پیچیدگی‌های اضافی به داستان داده است. ۴ مزدور از ملیت‌های مختلف (با بازی اوری پففر Ori Pfeffer، شان جیمز Sean James، مایکل بلیساریو Michael Bellisario و پسر ستاره فیلم، وستون کیج Weston Cage) کارگزار خود را که بدون پرداختن حق‌الزحمه به آن‌ها قصد فرار داشت، گیر انداختند. پس از کشتن کل تیم امنیتی او و گرفتن اعترافش که بخشی از سود این عملیات در بانکی در آمریکا است، او را نیز قتل رساندند.
پس‌ازاین اتفاق، این چهار نفر نقشه سرقت از این بانک که در شهر چسترفورد واقع است را می‌کشند.
در همین حال، مأمور پلیسی به نام مایک چندلر Mike Chandler (با بازی کیج) که هنوز درگیر غم از دست دادن همسرش به خاطر سرطان است، با مأمور دیگری به نام استوی مک‌آووی (دواین کامرون Dwayne Cameron) که دامادش است، در ماشین پلیس در حال گشت زدن هستند. دختر چندلر، با بازی سوفی اسکلتون Sophie Skelton، باردار است و این موضوع باعث خوشحالی همه خانواده شده است؛ اما مردهای خانواده از مأموریتی که به عهده دارند راضی نیستند، آن‌ها باید یک نوجوان سیاه‌پوست به نام کنی (با بازی مایکل رینی Michael Rainey) را به‌عنوان مجازات برای دعوایی که به خاطرش بازداشت شده بود، با خود در ماشین پلیس در شهر بچرخانند تا با دیدن مجرم‌ها، درس عبرت بگیرد. سپس با شخصیت‌های دیگری ازجمله کوری هاردیکت Cory Hardict که بیشتر مأموران پلیس هستند، آشنا می‌شویم.
شخصیت‌های اول فیلم، اولین مأمورانی هستند که به صحنه جرم می‌رسند و با موقعیت گروگان‌گیری و تیراندازی در اطراف بانک روبه‌رو می‌شوند. ممکن است با خود فکر کنید که اگر سارقان خلاف‌کاران حرفه‌ای هستند، چرا به‌جای این‌همه تیراندازی، در پی مذاکره با پلیس برای پیدا کردن راه فرار نیستند. البته هیچ‌کدام از این خلاف‌کارها آسیب خیلی جدی به کسی وارد نمی‌کند و جراحت بیشتر مجروحین به حدی کم است که تماشاچی حس همدردی زیادی با آن‌ها پیدا نمی‌کند.
چندین فاکتور دیگر نیز وجود دارد که باعث می‌شود «۲۱۱» از فیلمی متوسط به فیلمی خنده‌دار تبدیل شود: شخصیت‌های خام قهرمان‌های احساسی و دیالوگ‌های غیرضروری.
شکلتون نتوانسته صحنه‌های فیلم‌برداری شده در بلغارستان را به‌جای محله‌ای در آمریکا جا بزند و فیلم‌نامه پر از کلیشه‌هایی است که از فیلم‌های آمریکایی گرفته شده است. نتیجه آن آن‌قدر سردرگم کننده است که نمی‌توان گفت خسته‌کننده است، اما گاهی به حدی غیرطبیعی و مصنوعی است که خنده‌‌دار است.
کارگردان از پس بازی گرفتن از بازیگران خود، برنیامده است. به خاطر فیلم‌نامه ضعیف نمی‌توان ایرادی به بازی یکنواخت کیج در تمام فیلم گرفت و شاید بهترین قسمت فیلم یک صحنه احساسی یعنی صحنه‌ی صحبت او با کنی در ماشین پلیس باشد.
با این‌که «۲۱۱» فیلم خیلی خوبی نیست، اما ازنظر نکات تکنیکی قابل‌قبول است؛ اما نبود ذوق هنری حتی در موسیقی اکشن ساخت فردریک ویدمن Frederik Wiedmann نیز احساس می‌شود.
این مطلب برگرفته از نوشته دنیس هاروی Dennis Harvey در سایت ورایتی Variety است.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

Post Views: 0



منبع خبر

گرد آوری : مجله فیلم

movie – Movie news – اخبار فیلم – عکس فیلم – سریال

مطالب دیگر

دسته‌ها: اخبار